بازاریابی چریکی چیست ؟ بگذارید با یک داستان واقعی از کف خیابانهای تهران شروع کنیم. یک ساندویچی کوچک در مرکز شهر، بودجهای برای بیلبورد نداشت. سمت راستش یک فستفود زنجیرهای معروف بود و سمت چپش یک رستوران لوکس. این ساندویچی زیر سایه غولها گم شده بود. صاحب مغازه چه کرد؟ او یک تخته سیاه کوچک جلوی مغازه گذاشت و با گچ نوشت: «اگر گرسنه نیستید، بیایید داخل تا همسرم را ببینید. او خیلی خوشگل است!»
مردم ایستادند، خندیدند، عکس گرفتند و وارد شدند (تا همسرش را ببینند!). نتیجه؟ فروشش در آن هفته ۳ برابر شد. همسرش هم (که پشت دخل بود و قیافه معمولی داشت) با خنده از مشتریان استقبال میکرد. هزینه این کمپین؟ قیمت یک تکه گچ.
این یعنی بازاریابی چریکی (Guerrilla Marketing). اگر بودجه میلیاردی ندارید، تبریک میگویم! شما خوششانس هستید. چون محدودیت بودجه، موتور خلاقیت شماست. پول زیاد، مدیران را تنبل میکند؛ اما جیب خالی، شما را باهوش میکند.
در این مقاله جامع، میخواهیم یاد بگیریم چطور در بازار ایران (که همه دنبال تبلیغات گرانقیمت هستند)، با ایدههای رایگان اما خلاقانه، صدای برندمان را به گوش همه برسانیم. ما از تئوری عبور میکنیم و به تاکتیکهای جنگی کف خیابان میرسیم. یادتان باشد با نحوه قیمت گذاری محصولات به طور صحیح اثربخشی بیشتری بر روی برندتان بگذارید.
روانشناسی چریکی (چرا مغز عاشق غافلگیری است؟)
بیایید تعاریف دانشگاهی سال ۱۹۸۴ را دور بریزیم. بازاریابی چریکی یعنی: استفاده از زمان، انرژی و تخیل به جای پول.
در جنگهای کلاسیک، ارتشهای بزرگ با تانک و هواپیما (بیلبورد و تبلیغات تلویزیونی) حمله میکنند. اما چریکها (کسبوکارهای کوچک) در سایه حرکت میکنند، کمین میکنند و با یک ضربه دقیق و غافلگیرکننده، برنده میشوند.
مکانیسم دوپامین و حافظه
چرا تبلیغات چریکی در ذهن میماند؟ مغز انسان طوری طراحی شده که چیزهای تکراری را فیلتر کند (کوری بنری). اما وقتی با چیزی «غیرمنتظره» روبرو میشود، سیستم پاداش مغز فعال شده و دوپامین ترشح میکند. وقتی مشتری میگوید “واو! این چی بود؟”، در واقع مغز او در حال ثبت یک خاطره پایدار است.
مثلث طلایی چریکی:
- غافلگیری (Surprise): باید الگوی ذهنی مشتری را بشکنید.
- ارزان بودن (Low Cost): اگر برایش وام گرفتید، چریکی نیست.
- وایرال شدن (Viral Potential): مردم باید بخواهند از آن عکس بگیرند و استوری کنند.

جنگ در فضای دیجیتال (بدون یک ریال هزینه)
در فضای آنلاین ایران، شما میتوانید بدون خرج کردن یک ریال، میلیونی دیده شوید. اما باید قوانین بازی را بلد باشید.
۱. کامنت مارکتینگ (هنر حاضر جوابی)
به جای اینکه به اینفلوئنسر پول بدهید تا شما را تبلیغ کند (که اغلب مصنوعی است)، زیر پستهای وایرال، کامنتهای هوشمندانه بگذارید.
- تکنیک: صفحاتی که مخاطب هدف شما آنجاست (مثلاً پیجهای خبری، سرگرمی، یا حتی رقبای بزرگ) را فالو کنید و Turn on Post Notifications را بزنید.
- مثال: وقتی خبر “گرانی پیاز” وایرال میشود، یک کبابی زیر پست خبرگزاری بنویسد: “ما هنوز کنار کبابمون پیاز رایگان میدیم، حتی اگر طلا بشه! (اشک شوق)“
- نکته: التماس نکنید (“توروخدا پیج منو فالو کنید”). بامزه، مرتبط و ارزشآفرین باشید. کامنت شما باید لایک بگیرد تا پین شود.
دوره های پولساز :
- دوره عملی : دوره جامع مافیای فروش
- دوره رایگان : استراتژی رسیدن به فروش در اینستاگرام
- دوره رایگان : فروش دو برابری در 60 روز
۲. نیوزجکینگ (Newsjacking) یا موجسواری
سوار موج اخبار روز شوید، اما با ظرافت.
- مثال واقعی: وقتی برقها در تابستان قطع میشد، یک فروشگاه کتاب آنلاین توییت کرد: “برقا رفته؟ بهترین فرصته که گوشی رو بذاری کنار و اون کتابی که خریدی رو با نور شمع بخونی. (راستی شمع معطر هم داریم!)“ این توییت هزاران بار ریتوییت شد چون با “درد مشترک” مردم شوخی کرده بود.
۳. میم مارکتینگ (Meme Marketing)
مردم عاشق خندیدن هستند. استفاده از میمهای ترند روز (مثل میمهای سریالهای ایرانی یا کلیپهای وایرال شده) برای معرفی محصول، گارد مخاطب را میشکند. برندهایی که خودشان را خیلی جدی میگیرند، در سوشال مدیا میبازند.
چریکی در دنیای فیزیکی (بیلبورد خودتان را بسازید)
خیابان، رسانه شماست. نیاز نیست حتماً تابلو اجاره کنید. محیط پیرامون شما پر از فرصتهای تبلیغاتی است.
۱. بستهبندی سخنگو (Unboxing Experience)
بستهبندی شما، تنها رسانهای است که ۱۰۰٪ مشتریان آن را میبینند.
- ایده: روی جعبه پیتزا به جای “نوش جان”، با ماژیک بنویسید: “این پیتزا با عشق پخته شده، ولی لطفا با عشق (و سس اضافه) بخورید!”
- چالش: یک جمله عجیب یا خندهدار روی بسته بنویسید که مشتری نتواند جلوی خودش را بگیرد و استوری نکند. یک آنلاینشاپ لباس، روی بسته پستی مینوشت: “هشدار: محتویات این بسته ممکن است باعث خوشتیپی بیش از حد شود!”
۲. استیکرهای خلاقانه (بمباران برچسبی)
چاپ ۱۰۰۰ عدد استیکر هزینه کمی دارد، اما اگر جای درستی چسبانده شود، اثرش از بیلبورد بیشتر است.
- ایده برای باشگاه ورزشی: چسباندن استیکر روی پلههای مترو (جایی که پله برقی ندارد) با متن: “اگه الان نفست گرفت و پاهات درد گرفت، وقتشه بیای باشگاه ما.”
- ایده برای کلاس زبان: چسباندن استیکر روی آینه دستشویی عمومی: “توی آینه خوب به خودت نگاه کن. وقتش نرسیده آیلتس بگیری؟“
۳. تراکتهایی که دور ریخته نمیشوند
۹۹٪ تراکتها قبل از خوانده شدن مچاله میشوند. چرا؟ چون شبیه تبلیغ هستند.
- تکنیک استتار: تراکت خود را شبیه “پول”، “قبض جریمه” یا “دستنوشته عاشقانه” طراحی کنید.
- مثال: وقتی کسی روی زمین یک کاغذ تاشده شبیه پول ۵۰ هزار تومانی میبیند، حتماً آن را برمیدارد (غریزه). وقتی بازش کرد، بنویسید: “پول پیدا نکردی، ولی با این کوپن تخفیف میتونی ۵۰ هزار تومن روی خریدت پسانداز کنی!”

کمینگذاری (Ambush Marketing) و شراکت
چطور از بودجه دیگران به نفع خودمان استفاده کنیم؟
۱. کمین در رویدادهای رقیب
اگر رقیب بزرگ شما (مثلاً یک برند لوازم خانگی) در نمایشگاه بینالمللی غرفه بزرگی دارد، شما جلوی در ورودی نمایشگاه بایستید و به مردم “آب خنک رایگان” یا “بادبزن دستی” با لوگوی خودتان بدهید. مردمی که خسته و تشنه از نمایشگاه بیرون میآیند، برند شما را (که حالشان را خوب کرده) بیشتر از آن غرفه میلیاردی به یاد میسپارند.
۲. بازاریابی شراکتی (Co-Marketing)
دو برند کوچک با هم قویترند.
- مثال: یک کافیشاپ و یک کتابفروشی نزدیک هم.
- کافه روی لیوانهای بیرونبر بنویسد: “با این لیوان برو کتابفروشی بغلی و ۱۰٪ تخفیف بگیر.”
- کتابفروشی لای کتابها کوپن بگذارد: “با خرید این کتاب، یک قهوه رایگان در کافه بغلی مهمان ما باش.”
- نتیجه: تبادل مشتری بدون هیچ هزینهای.
۱۰ ایده بازاریابی چریکی آماده اجرا (بانک ایده)
بهانه نیاورید. این ۱۰ ایده نه پول میخواهد نه زمان عجیب:
- یادداشت دستنویس شخصی: داخل هر سفارش، یک کاغذ کوچک بگذارید و اسم مشتری را بنویسید: “علی جان، امیدوارم این کفشها تو رو به جاهای هیجانانگیز ببره.” (نرخ وفاداری را منفجر میکند).
- چالش “عکس بگیر، تخفیف بگیر”: به مشتریان بگویید “اگر با محصول ما عکس بگیرید و استوری کنید، کد تخفیف ۵۰ درصدی برای خرید بعدی میگیرید.” (تولید محتوای رایگان توسط مشتری یا UGC).
- وایفای مارکتینگ: اسم وایفای مغازه را بگذارید: “تخفیفویژه در کانال تلگرام @ID” یا “لباسشیک طبقه دوم“. همسایهها هر روز این را میبینند!
- تخته سیاه جلوی در: هر روز یک جوک، معما یا جمله انگیزشی جدید بنویسید. مردم عادت میکنند هر روز رد شوند تا جمله امروز را بخوانند.
- شرطبندی با مشتری: “اگر بتونی در ۳۰ ثانیه این معما رو حل کنی، قهوهت رایگانه!” (ایجاد هیجان و سرگرمی).
- سمپلینگ چریکی: اگر شیرینیفروشی دارید، با یک سینی شیرینی بروید جلوی بانک یا اداره پست محله (جایی که مردم در صف خستهاند) و تعارف کنید.
- کارت ویزیت عجیب: کارت ویزیتتان را کاربردی کنید. مثلاً اگر تعمیرکار هستید، کارت ویزیتی طراحی کنید که رویش خطکش داشته باشد یا بازکننده در بطری باشد.
- استفاده از حیوانات خانگی (پت مارکتینگ): اگر گربه بامزهای در مغازه دارید، او را “مدیر روابط عمومی” معرفی کنید! مردم عاشق حیوانات هستند.
- خطای عمدی: در ایمیل یا استوری، یک غلط املایی بامزه بگذارید و بعد اصلاحش کنید. این کار تعامل (Engagement) را بالا میبرد چون همه میخواهند غلط شما را بگیرند!
- تزئین عجیب ویترین: ویترین را برعکس بچینید یا یک مانکن را در حالتی عجیب قرار دهید تا عابران بایستند.

خط قرمزها و مدیریت ریسک در بازاریابی چریکی
چریکی بودن به معنی “بیقانونی” یا “مزاحمت” نیست. مرز باریکی بین “خلاقیت” و “رو مخ بودن” وجود دارد.
- اسپم نکنید: ارسال پیامک انبوه ساعت ۲ شب یا دایرکتهای رگباری، چریکی نیست؛ حماقت است و باعث ریپورت شدن میشود.
- تخریب نکنید: روی دیوار مردم اسپری نزنید. از گچ (که پاک میشود) یا استیکر روی سطوح عمومی مجاز استفاده کنید. وگرنه جریمه شهرداری خلاقیت شما را کور میکند!
- توهین نکنید: شوخی با قومیتها، مذهب، جنسیت یا مقدسات، برند شما را نابود میکند. همیشه قبل از اجرا، ایده را با ۳ نفر آدم متفاوت چک کنید.
- دروغ نگویید: اگر نوشتید “رایگان”، واقعاً باید رایگان باشد. کلک زدن اعتماد را میکشد.
برنامه عملیاتی ۷ روزه (از فردا شروع کنید)
خواندن کافی است، بیایید دست به کار شویم:
- شنبه: یک تخته سیاه یا مقوا بخرید و یک جمله خلاقانه برای جلوی مغازه یا دفتر بنویسید.
- یکشنبه: لیست ۱۰ پیج پرمخاطب مرتبط با کارتان را در اینستاگرام پیدا کنید و برای “کامنت مارکتینگ” آماده شوید.
- دوشنبه: با یکی از کسبوکارهای همسایه برای “تبادل مشتری” (Co-Marketing) صحبت کنید.
- سهشنبه: ۵۰۰ عدد استیکر با یک جمله کنجکاوکننده و QR کد سایتتان سفارش دهید.
- چهارشنبه: یک یادداشت دستنویس محبتآمیز طراحی کنید و از این به بعد در تمام بستههای ارسالی قرار دهید.
- پنجشنبه: یک مسابقه یا چالش استوری برای آخر هفته طراحی کنید.
- جمعه: نتایج را بررسی کنید. کدام روش بیشتر وایرال شد؟
نتیجهگیری: پول مهم نیست، جگر مهم است!
بازاریابی چریکی برای ترسوها نیست. برای کسانی است که حاضرند ریسک کنند، متفاوت باشند و گاهی هم مسخره شوند. یادتان باشد: بدترین تبلیغ، تبلیغی است که نادیده گرفته شود. در دنیایی که همه فریاد میزنند، کسی برنده است که حرف متفاوتی میزند، نه کسی که بلندتر داد میزند.
شما امروز دو انتخاب دارید: ۱. غر بزنید که بودجه ندارید و دیده نمیشوید. ۲. یک ماژیک بردارید، یک جمله خلاقانه روی شیشه مغازه یا بسته ارسالی بنویسید و جنگ چریکی را شروع کنید. انتخاب با شماست، فرمانده!
حالا که موتور خلاقیتتان روشن شد، سوال اصلی این است: «کدام ایده چریکی دقیقاً برای کسبوکار من مناسب است؟»
هر کسبوکاری DNA خاص خودش را دارد. استراتژی چریکی یک کافه با یک شرکت نرمافزاری متفاوت است. برای اینکه انرژیتان را در مسیر اشتباه هدر ندهید، ما یک ابزار هوشمند طراحی کردهایم.
«آزمون طراحی مسیر اختصاصی فروش» به شما کمک میکند تا بر اساس نوع محصول، بودجه و شخصیت برندتان، بهترین تاکتیکهای بازاریابی را پیدا کنید.
به این مطلب چه امتیازی میدهید؟
میانگین امتیازها: 4.4 / 5. تعداد رأیها: 456
کسی امتیازی ثبت نکرده! اولین نفر باشید!


پاسخها
ممنون
به نظرم روش جالبی بود.
خواهش میکنم.
اگر که یاد بگیرید چطور از این روش و متد های جدید استفاده کنید توی کمپین های فروش میتونه اثر بخشی خوبی داشته باشه.