آیا از شنیدن کلمه «نه» میترسید؟
شنیدن «نه» دردناک است. هیچ چیز بدتر از این نیست که یک جلسه فروش عالی را پیش ببرید، ارتباط خوبی برقرار کنید، محصول را عالی پرزنت کنید، اما درست در لحظه نهایی (دقیقه ۹۰)، مشتری ترمز دستی را بکشد و بگوید: “همه چیز عالیه، ولی قیمتش برای ما بالاست.” یا بدتر از آن: “باید با شریکم مشورت کنم/باید بیشتر فکر کنم.”
در آن لحظه، قلب اکثر فروشندگان میریزد. ضربان بالا میرود، کف دستها عرق میکند و ذهن قفل میشود. نتیجه؟ فروشنده یا شروع به توجیه کردن و جنگیدن میکند (“نه گران نیست، چون کیفیت ما…”) یا تسلیم میشود (“باشه، هر وقت تصمیم گرفتید خبرم کنید”). در هر دو صورت، فروش از دست رفته است.
اما بیایید یک راز بزرگ را با شما در میان بگذارم: در دنیای فروش حرفهای، فروش تازه از زمانی شروع میشود که مشتری میگوید «نه».
آمارها نشان میدهند که ۶۰٪ مشتریانی که اعتراض میکنند، در واقع نمیخواهند بگویند «نه»؛ آنها میخواهند بگویند «هنوز نه» یا «من را بیشتر قانع کن».
اعتراض مشتری، دشمن شما نیست؛ بلکه راهنمای شماست که فریاد میزند: “من به محصول علاقهمندم، اما یک مانع ذهنی دارم. لطفا آن را برایم برطرف کن.”
در این مقاله جامع، ما ترس شما از اعتراضات را از بین میبریم. ما به شما فرمول روانشناسی L.A.R.C را آموزش میدهیم و دقیقاً به شما میگوییم وقتی مشتری میگوید “گران است” یا “وقت ندارم”، چه جملهای بگویید تا ورق برگردد.

کالبدشکافی اعتراض: تفاوت حیاتی “بهانه” و “اعتراض واقعی”
قبل از اینکه یاد بگیرید “چه بگویید”، باید یاد بگیرید “چه بشنوید”. بسیاری از فروشندگان وقت خود را صرف پاسخ دادن به چیزی میکنند که اصلاً مشکل واقعی نیست.
بهانه (Excuse) چیست؟
بهانه، یک دیوار دفاعی مودبانه است تا مشتری بتواند بدون دردسر از دست شما فرار کند.
- مثال: “الان سرم شلوغه، بعداً تماس بگیرید.” یا “باید فکر کنم.”
- معنای واقعی: “هنوز ارزشی ندیدهام که وقتم را به تو بدهم.” یا “به تو اعتماد ندارم.”
اعتراض (Objection) چیست؟
اعتراض، یک مانع منطقی یا احساسی مشخص بر سر راه خرید است.
- مثال: “بودجه ما برای امسال بسته شده.” یا “ما با رقیب شما قرارداد داریم.”
- معنای واقعی: “من محصول را میخواهم، اما این مشکل خاص (پول/تعهد قبلی) را حل کن.”
قانون طلایی مافینس: هرگز با “بهانه” نجنگید؛ بلکه از آن عبور کنید تا به “اعتراض واقعی” برسید. وقتی مشتری میگوید “باید فکر کنم”، اگر بگویید “باشه”، باختهاید. باید بپرسید: “کاملاً درک میکنم. فقط برای اینکه مطمئن شوم نکتهای را جا نینداختهام، دقیقاً چه بخشی از پیشنهاد نیاز به تفکر بیشتر دارد؟ قیمت؟ یا کارایی محصول؟”
چارچوب جهانی مدیریت اعتراض (تکنیک L.A.R.C)
فروشندگان آماتور، جوابهای حفظی میدهند. فروشندگان حرفهای، از یک “سیستم” استفاده میکنند. سیستم پیشنهادی ما، مدل L.A.R.C است. این چهار مرحله را در هر اعتراضی (بدون استثنا) اجرا کنید:
۱. گوش دادن (Listen)
وقتی مشتری اعتراض میکند، ساکت شوید.
- اشتباه رایج: پریدن وسط حرف مشتری برای دفاع کردن.
- کار درست: اجازه دهید اعتراضش را کامل بگوید. حتی ۳ ثانیه پس از تمام شدن حرفش هم سکوت کنید. این سکوت به او نشان میدهد که شنیده شده است و استرس فضا را کم میکند.
۲. پذیرش و همدلی (Acknowledge)
قبل از جواب دادن، باید به مشتری نشان دهید که در کنار او هستید، نه در مقابل او. گارد او را پایین بیاورید.
- نگویید: “نه، اشتباه میکنید…”
- بگویید: “نکته بسیار مهمی را مطرح کردید.” یا “کاملاً درک میکنم چرا نگران قیمت هستید.” یا “خیلی از مشتریان موفق ما هم در ابتدا همین نگرانی را داشتند.”
۳. پاسخ دادن (Respond)
حالا که گارد پایین آمد، نوبت منطق است. پاسخ خود را ارائه دهید. این پاسخ میتواند یک سوال اکتشافی، یک داستان موفقیت (Case Study) یا ارائه یک زاویه دید جدید باشد (تکنیک تغییر چارچوب).
۴. تایید (Confirm)
مطمئن شوید که مانع برطرف شده است.
- بپرسید: “آیا این توضیحات نگرانی شما را در مورد قیمت برطرف کرد؟” یا “آیا با این شرایط، منطقی به نظر میرسد؟”

۵ قاتل فروش و اسکریپتهای پاسخ به اعتراضات آنها
حالا بیایید وارد میدان نبرد شویم. تقریباً تمام اعتراضات مشتریان در دنیا، در یکی از این ۵ دسته قرار میگیرند. برای هر کدام، یک اسکریپت (متن مکالمه) آماده کردهایم.
۱. اعتراض قیمتی: “خیلی گران است”
این رایجترین اعتراض است. اما به یاد داشته باشید: “گران است” یعنی “ارزشش را ندیدم”.
- واکنش غلط: “تخفیف میدهم” یا “ولی کیفیت ما عالیه”.
- اسکریپت حرفهای (روش تفکیک):
“آقای مشتری، وقتی میگویید گران است، منظورتان این است که بودجه خاصی مد نظرتان بود که ما از آن بالاتریم، یا اینکه احساس میکنید این محصول نسبت به قیمتش ارزش کافی را ایجاد نمیکند؟” (اگر گفت ارزش): “اگر این محصول بتواند [سود X] را برای شما بسازد، آیا باز هم فکر میکنید ۵۰ میلیون تومان سرمایهگذاری زیادی است؟”
۲. اعتراض زمانی: “باید فکر کنم” / “الان نه”
این معمولاً یک “بهانه” است برای اینکه مودبانه نه بگویند.
- واکنش غلط: “باشه، کی تماس بگیرم؟” (شما دیگر رنگش را نخواهید دید).
- اسکریپت حرفهای (روش شفافسازی):
“کاملاً درک میکنم. تصمیمگیری برای [خرید محصول] نیاز به بررسی دارد. معمولاً وقتی مشتریانم میگویند باید فکر کنند، یا هنوز در مورد کارایی محصول سوال دارند یا در مورد مسائل مالی. برای شما کدام مورد است؟” (این سوال مشتری را مجبور میکند دلیل واقعی را بگوید).
۳. اعتراض رقابتی: “با شرکت X کار میکنیم”
این یک خبر خوب است! یعنی مشتری اهل خرید است و بودجه دارد.
- واکنش غلط: بدگویی از رقیب (“اوه، اونا که پشتیبانی ندارن!”).
- اسکریپت حرفهای (روش شکاف):
“شرکت X بسیار محترم است و انتخاب خوبی داشتهاید. فقط یک سوال، اگر یک چوب جادو داشتید و میتوانستید یک چیز را در سرویسدهی آنها تغییر دهید یا بهتر کنید، آن چه چیزی بود؟” (پاسخ مشتری، دقیقاً همان نقطهای است که شما باید روی آن دست بگذارید و بفروشید).
۴. اعتراض اختیار: “باید با شریکم/مدیرم صحبت کنم”
- واکنش غلط: “باشه، صحبت کنید خبر دهید.”
- اسکریپت حرفهای (روش شریک شدن):
“منطقی است. اگر تصمیم فقط با خودِ شما بود، آیا همین امروز کار را شروع میکردیم؟” (اگر بگوید بله): “عالیست. پس خودِ شما موافقید. فکر میکنید مدیرتان چه نگرانی خاصی داشته باشد که بتوانم الان اطلاعاتی به شما بدهم تا دست پر پیش ایشان بروید؟”
۵. اعتراض نیاز: “الان بهش نیاز نداریم”
- اسکریپت حرفهای (روش آیندهنگری):
“متوجهم که الان اولویت شما نیست. اما اگر ۶ ماه دیگر [مشکل X] در سیستم شما رخ دهد، هزینه و دردسر آن چقدر خواهد بود؟ ما اینجا هستیم تا از آن روز جلوگیری کنیم.”

آزمون شبیهسازی: شما چه میکنید؟
سناریو: مشتری میگوید: “من از محصول شما خوشم اومده، ولی قیمت رقیبتون ۲۰ درصد ارزونتره.”
- گزینه A: “امکان نداره! جنس اونا چینیه و به درد نمیخوره.” (حمله به رقیب – اعتماد را میکشد).
- گزینه B: “باشه، من با مدیرم صحبت میکنم ببینم میتونیم ۲۰ درصد تخفیف بدیم.” (سقوط ارزش – ورود به جنگ قیمت).
- گزینه C: (سکوت، لبخند). “متوجهم. قیمت مهم است. به نظرتان چرا آنها ۲۰ درصد ارزانتر میفروشند؟ آیا فکر میکنید آنها سود خودشان را کم کردهاند یا ممکن است چیزی از کیفیت یا خدمات حذف شده باشد که در بلندمدت برایتان هزینه ایجاد کند؟”
تحلیل: گزینه C صحیح است. شما با یک سوال هوشمندانه، مشتری را وادار میکنید خودش به کیفیت رقیب شک کند، بدون اینکه شما بدگویی کرده باشید.
نتیجهگیری: از “جنگ” تا “رقص”
مدیریت اعتراضات، جنگیدن با مشتری نیست. شبیه یک رقص دو نفره است. مشتری یک قدم به عقب میرود (اعتراض میکند)، شما او را درک میکنید و با هم یک قدم به جلو (پاسخ و راه حل) برمیدارید.
فروشندگانی که از اعتراض میترسند، فقیر میمانند. فروشندگانی که عاشق اعتراض هستند (چون میدانند این یعنی مشتری درگیر شده)، ثروتمند میشوند.
دفعه بعد که مشتری گفت “گران است”، لبخند بزنید و بگویید: “خوشحالم که مطرح کردید…” و سپس فرمول L.A.R.C را اجرا کنید.
ما «کتابچه سیاه» را تدوین کردهایم. مجموعهای حرفه ای از اسکریپت و دیالوگ دقیق برای پاسخ به سختترین مشتریان ایرانی (شامل: “گرونه”، “فاکتور رسمی نمیخوام”، “بعدا خبر میدم” و…). دیگر هرگز در جلسات فروش زبانتان قفل نخواهد شد.
به این مطلب چه امتیازی میدهید؟
میانگین امتیازها: 4.8 / 5. تعداد رأیها: 4
کسی امتیازی ثبت نکرده! اولین نفر باشید!


پاسخها